|
علــی (ع) و فاطمه (س) چشمانتان روشن
خانه اتان پـــر نـــور شد !
........................................................................................................
همــه دنیـــا یه طـــرف ... حسیـــن زهـــرا یه طرف
ولادت با سعادت شاه مظلومان ، سالار شهیدان ، برادر علمدار کربلا ، فرزند شیر خدا ، امام حسین (ع) رو به تمام شیعیان دنیـــا تبـــریک عرض میکنم. ولادت ساقی اهل حرم حضرت عباس (ع) رو هم به همتون تبریک میگم ! یا اباالفضل خودم میدونم چیکار کردم. خیلی شرمندتم. انقد که حتی نمیتونم اسمتو بیارم. منو ببخش.
تولد امام سجاد (ع) رو هم به همتون تبریک میگم.
یاحسین (ع) امروز میخوام باهات حرف بزنم. امروز روز تولدته. قبل از هر چیزی تولدت رو به خودت تبریک میگم.
خودت میدونی چقد دوسِت دارم.خودت میدونی هروقت اسمی ازت میشنوم بغضم میگیره، خودت میدونی هر وقت اون کربلای قشنگت رو میبینم چطور بدنم به لرزه میفته ! ازت میخوام کمکم کنی. خودت خوب میدونی روزای عاشورا چه حالی دارم. مخصوصا بعد از ظهراش ! امروز روز شادیه نمیخوام از غم بگم وگرنه می نشستم و از ظهرای عاشورامون برات میگفتم. یادش بخیر محرما، موقع زنجیر زدن. انگار تنها دارم زنجیر میزنم. آخ که چقد دلم برا محرم تنگ شده. وقتی داری زنجیر میزنی و یه نفر که منقل اسپند دستشه از کنارت رد میشه و بوی اسپند میخوره بهت چه حالی میشی. بازم از ظهر عاشورا نوشتم ولی دوباره پاکش کردم. همه اینا رو میگم که خودت کمکم کنی. قربون اون لبت برم که تشنه از دنیا رفت ! کمکم کن. به کمکت احتیاج دارم .
دانی که چرا آب فرات است گل آلود ؟
شرمندگیش از لب عطشان حسین است
میگن توی صف زنجیر زنا آقا تماشات میکنه ؟! (بالاخره بغضم ترکید ) . یعنی شما منو تماشا کردی؟ یعنی من انقد لایق هستم که موقعی که داشتم زنجیر میزدم یه گوشه چشمی هم به من داشتید؟ خدا کنه همینطور باشه. یا اباعبدالله ازت میخوام دستمو بگیری. به کمکت، به یاری کردنت محتاجم ! دستمو خالی نذار. تقریبا دو سال پیش و همینطور هفت هشت ماه پیش تو وبلاگم گفته بودم یکی از بزرگترین آرزوهام اینه که روز عاشورا کربلا باشم . الان هم همینو میگم!
کاشکی میشد یه بار بیام کربلاتو من ببینم
تو اون حرم خوشگل تو مثل گداها بشینم
بلکه به من نظر کنی ، دست بکشی روی سرم
بگی تو به اهل حرم ، این غلامو من میخرم

اوج تنهايي هادي در دوشنبه 6 شهریور1385، ساعت 6:21
|
|